تبليغاتX
توکای مقدس - رازی که در سیصد عدد یک لا نهفته است
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

وقتی که "اتللو"، مغربی سیاهی که دست تقدیر از او سرداری با نفوذ در حکومت ونیز ساخت، همسر سفیدرو و زیبای خود، "دزدمونا" را به گمان خیانت و به خاطر قصور در نگهداری از یک دستمال خفه کرد هنوز دستمال ها، کاغذی نشده بودند و عبارت معروف «صد و پنجاه عدد دو لا، سیصد عدد یک لا» برای هیچ کس معنایی نداشت اما "خیانت"، "حسادت"، "عشق"، "نفرت"، "خشم"، "کینه" و "دروغ" همان معنای آشنای امروز را داشتند. علی رغم گذشت قرن ها، کمیت و کیفیت احساسات انسان معاصر فرق چندانی با اجداد غارنشین اش ندارد و تنها واکنش او نسبت به این احساسات است که کما و بیش، متناسب با زمان و مکان، تغییر می کند.

زمانه عوض شده است، امروز کمتر کسی از ازدواج یک زن سفید با یک سیاه مغربی به هیجان می آید؛ غریبه های زیادی در اروپا و امریکا زندگی می کنند که بعضی از آن ها مرتبه ای بالاتر از اتللو دارند اما کمتر از او مورد حسادت و توجه قرار می گیرند. "یاگو" های معاصر برای پخش شایعه به ابزار نوینی مثل اینترنت و روزنامه و دوربین تلفن همراه مجهز هستند. عشاق به یک دیگر دستمال هدیه نمی دهند و روش های خیانت و کشف آن پیچیده تر از گذشته شده و هیچ خطاکاری با از دست دادن یک دستمال یادگاری، قافیه را نمی بازد. اگر امروز اتللوی حسود و کج خیال از همسر خود دستمال بخواهد دزدمونای عاقل و عاقبت اندیش قبلاً فکر آن را کرده و یک جعبه دستمال کاغذی- صد و پنجاه عدد دو لا، سیصد عدد یک لا-  دم دست گذاشته تا با هر بهانه گیری یک دانه اش را رو کند و تا اتللو بفهمد این همانی نیست که هدیه داده، دزدمونا صد و پنجاه بار- دو لا- یا سیصد بار- یک لا- از مرگ گریخته است. همراه با کاغذی شدن دستمال ها مردم هم حوصله ی خواندن جزئیات طولانی و خسته کننده را از دست داده اند و به این ترتیب شکسپیرهای معاصر مجبورند به جای نوشتن نمایشنامه های عظیمی که خواندنش سخت است قتل های ناموسی را در قالب خبری کوتاه برای چاپ در ستون حوادث یک روزنامه تنظیم کنند و مابقی وقت آزاد خود را در جمع دوستان به بازی پوکر بگذرانند.

اگر هنرمندان قرون وسطا، موضوع حسادت و خشم جنون آمیز را دستمایه ی نوشتن نمایشنامه ای مثل اتللو می کردند هنرمند امروزی همان موضوع را دستمایه ی سرودن ترانه ای کرده و از زبان اتللو می خواند:

«مشکوکم مشکوکم به تو- نمی تونم بمونم با تو...»

می بینید که دنیای جدید، خوشبختانه، دست و پای انسان مدرن را برای ارتکاب جنایات ناموسی بسته و حداکثر رفتار متمدنانه ای که از او انتظار دارد، همان طور که شادمهر عقیلی تأکید می کند، نماندن و رفتن است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:45  توسط توکا نیستانی  |